تبلیغات
استقلال آزادی جمهوری اسلامی - معلم جدید

استقلال آزادی جمهوری اسلامی
 
تقدیم به او که هرروز منتظر آمدنش هستیم

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 بهمن 1389 توسط هدی ن

معلم جدید بی حجاب بود . شهید مصطفی ردانی پور تا این منظره رادید ، سرش را

انداخت پایین . بچه ها نشستند . هنوز سرش را بالا نیاورده بود ، دست به سینه

محکم چسبیده بود به نیمکت . خانم معلم آمد سراغش ، دستش را انداخت زیر چانه

 اش که سرت را بالا بگیر ببینم   

چشم هایش را بست ، سرش را بالا آورد ، از کلاس زد بیرون . تا وسط های حیاط

هنوز چشم هایش را باز نکرده بود .

خاطره یک شهید





طبقه بندی: داستان، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

 وضودرفرات،نمازدرکربلا

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک