تبلیغات
استقلال آزادی جمهوری اسلامی - پند

استقلال آزادی جمهوری اسلامی
 
تقدیم به او که هرروز منتظر آمدنش هستیم

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 اسفند 1389 توسط هدی ن

شیشه و آینه

جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی خواست، عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید:

- چه می بینی؟

- آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در بیابان صدقه می گیرد.بعد آینه بزرگی به او نشان داد و پرسید:

- در آینه نگاه کن و بعد بگو چه میبینی؟

- خودم را می بینم.

دیگر دیگران را نمی بینی ! آینه و پنجره هر دو از یک ماده اولیه ساخته شده اند، شیشه.اما در آینه، لایه نازکی نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت نمی بینی.این دو شئ شیشه ای را با هم مقایسه کن. وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را میبیند و به آن ها احساس محبت می کند.اما وقتی از نقره (یعنی ثروت )پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند. تنها وقتی ارزش داری، که شجاع باشی و آن پوشش نقره ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی  دیگران را ببینی و دوستشان بداری.





طبقه بندی: پند،  داستان، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

 وضودرفرات،نمازدرکربلا

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک